از «سرآشپز» تا تابآوری در روزهای بحران
رویداد «تابآوری، کسبوکار و سینما» با نمایش و نقد فیلم «سرآشپز» برگزار شد
به گزارش روابط عمومی موسسه کمک به توسعه فرهنگ و هنر؛ در روزهایی که بسیاری از کسبوکارها تحت فشار بحرانهای اقتصادی، فرسودگی روانی و تغییرات سریع بازار قرار گرفتهاند، برگزاری یک رویداد متفاوت در «کوشک باغ هنر» تلاش کرد از زاویهای غیرمعمول به مسئله تابآوری نگاه کند؛ از دریچه سینما.
رویداد «تابآوری، کسبوکار و سینما» با نمایش و نقد فیلم «سرآشپز» برگزار شد؛ نشستی که در آن، فیلم سینمایی نه صرفاً یک اثر سرگرمکننده، بلکه بهعنوان متنی برای تحلیل شکست، بازاریابی، خلاقیت، مدیریت بحران و رابطه کارآفرین با زندگی شخصی مورد بررسی قرار گرفت.
این رویداد یکشنبه ۲۰ اردیبهشتماه با همکاری موسسه کمک به توسعه فرهنگ و هنر، مرکز توسعه کسبوکار آینده و کوشک باغ هنر برگزار شد و امیرحسین اسدی، داور برنامه «میدون»، کارآفرین و مشاور کسبوکارها، مدیریت نقد و گفتوگوهای آن را برعهده داشت.
اسدی پیش از نمایش فیلم با اشاره به تجربه تحلیل آثار سینمایی از زاویه کسبوکار گفت: سالهاست فیلمها و سریالها را نه با نگاه سرگرمی، بلکه با «عینک کسبوکار» تماشا میکند و حتی از یک سریال جنایی هم میتوان دهها نکته مدیریتی و اقتصادی استخراج کرد و همین نگاه باعث میشود مخاطب از دل روایتها، آموزشهای عملی بگیرد.
به گفته او، فیلم «سرآشپز» برخلاف بسیاری از آثار پرریتم کارآفرینی، آرام و تدریجی پیش میرود؛ درست شبیه فرایند آشپزی. اما در دل همین ریتم آرام، مجموعهای از مفاهیم جدی درباره شکست، ساختن دوباره، خلاقیت و مواجهه با نسل جدید قرار گرفته است.
لازم به ذکر است؛ پس از نمایش فیلم، بخش اصلی نشست به تحلیل مفاهیم آن اختصاص پیدا کرد؛ تحلیلی که بارها با واکنش و مشارکت حاضران همراه شد. یکی از مهمترین محورهای بحث، نگاه متفاوت به پدیده شکست بود.
اسدی با اشاره به داستان فیلم گفت: بسیاری از شکستهایی که در لحظه تلخ به نظر میرسند، در گذر زمان میتوانند آغاز یک مسیر تازه باشند و گاهی حذف شدن از یک موقعیت، در واقع نجات پیدا کردن از وضعیتی بدتر است و کارآفرین باید بتواند از نقطه بحران، دوباره شروع کند.
در ادامه، بحث به مفهوم «عشق به کار» رسید؛ جایی که یکی از صحنههای فیلم، یعنی مخالفت شخصیت اصلی با ارائه غذای سوخته حتی بهصورت رایگان، بهعنوان نمونهای از تعهد حرفهای تحلیل شد. در این بخش تأکید شد که کیفیت محصول یا خدمت نباید وابسته به رایگان یا هزینهدار بودن آن باشد و افت کیفیت، آغاز فرسایش یک کسبوکار است.
بخش مهم دیگری از نشست به نقش بازاریابی و فناوری در موفقیت کسبوکارها اختصاص داشت. اسدی با اشاره به نقش شبکههای اجتماعی در دیده شدن رستوران فیلم گفت: بدون بازاریابی و بدون استفاده از ابزارهای جدید، حتی بهترین محصول هم شانس موفقیت نخواهد داشت.
او تأکید کرد که بسیاری از کسبوکارها محصول تولید میکنند اما بازار را نمیشناسند و همین مسئله آنها را از مسیر رشد دور میکند؛ در تحلیل فیلم، تضاد و تعامل میان نسلها نیز مورد توجه قرار گرفت. به اعتقاد برگزارکنندگان، یکی از نکات جذاب «سرآشپز»، نمایش رابطه میان نسل قدیم و نسل جدید بود؛ جایی که تجربه سنتی آشپزی در کنار شناخت فناوری و رسانههای جدید قرار میگیرد. این تقابل به حذف یکی از طرفین منجر نشد، بلکه به همکاری و یادگیری متقابل ختم میشود.
موضوع هویت بصری و برندینگ نیز در بخش دیگری از نشست مطرح شد. تغییر ظاهری کامیون غذا در فیلم، از یک وسیله معمولی به یک برند جذاب خیابانی، نمونهای از اهمیت طراحی هویت بصری برای کسبوکارها توصیف شد. در این تحلیل، حتی رنگها، طراحی لباس و فضای بصری فیلم هم بهعنوان بخشی از استراتژی برند مورد بررسی قرار گرفت.
یکی دیگر از نکاتی که بارها در گفتوگوها تکرار شد، ضرورت «تست بازار» بود. در فیلم، شخصیت اصلی پیش از تغییر منو یا ورود به بازار جدید، رفتار مشتریان و محصولات رقبا را از نزدیک مشاهده میکند. این رفتار در نشست بهعنوان یکی از تفاوتهای مهم کسبوکارهای موفق و شکستخورده مطرح شد؛ اینکه مدیر باید بازار را لمس کند، نه اینکه صرفاً پشت میز درباره آن تصمیم بگیرد.
در بخش پایانی نشست، مفهوم تعادل میان کار و خانواده مورد توجه قرار گرفت؛ موضوعی که به گفته اسدی، در بسیاری از فیلمهای آمریکایی درباره کارآفرینی دیده میشود اما در فضای کاری ایران کمتر جدی گرفته میشود.
او با اشاره به فیلمهایی مانند «لامبورگینی» گفت بسیاری از بحرانهای کارآفرینان، از شکست اقتصادی نیست، بلکه از ناتوانی در حفظ تعادل میان زندگی شخصی و حرفهای شکل میگیرد.
بخش پایانی جلسه نیز در گفتوگو با مخاطبان ادامه پیدا کرد و شرکتکنندگان از تجربه شخصی خود در مواجهه با فیلم و برداشتهای کسبوکاری آن گفتند. برخی حاضران معتقد بودند که تقریباً تمام صحنههای فیلم قابلیت تبدیل شدن به یک درس مدیریتی را دارند و همین مسئله باعث شده «سرآشپز» فراتر از یک فیلم سرگرمکننده عمل کند.
رویداد «تابآوری، کسبوکار و سینما» در نهایت نشان داد که سینما میتواند فقط ابزار تفریح نباشد؛ بلکه بستری برای آموزش، تحلیل بحران و بازنگری در شیوه نگاه به کار و زندگی نیز باشد. رویکردی که برگزارکنندگان امیدوارند در آینده به شهرهای دیگر هم گسترش پیدا کند و به شکلگیری نوعی آموزش غیررسمی اما اثرگذار در فضای کسبوکار ایران منجر شود.











